these ugly things

هگل در طبقه بندی سه گانه اش در باب زیبایی، هنرهای بصری را به هنر رمانتیک اختصاص می دهد چرا که یکسر با روح سر و کار دارند و از آن جهت هنر رمانتیک را معنوی می نامد. خاطرنشان می کند که چه بسا این هنر به درون بیمایگی (از آن رو که به ضعف اخلاقی آلوده است)، درد و رنج نیز راه می یابد و آنگاه است که زشت نام می گیرد. خواندن Esthetique هگل همزمان شد با تماشای کتاب -Café Lehmitz 1978 متعلق به اندرس پیترسون (Anders Peterson). پرتره های پیترسون نه مانند کارهای Ralph Eugene Meatyard از بار فلسفه عمیق ذن برخوردارند، نه متانت ساده لوحانه Sabine Weiss را به دوش می کشند و نه هولناکی سورئال Arthur Tress را. فقط می توان پرتره هایش را وقیح شمرد، سرشار از تنفس ذهن، هوای مسموم ملموس زندگی.

Anders_Petersen40


واژه ی "زشت" کلمه ی بزرگی ست. همانقدر که زیبایی. و چقدر استفاده از این دو واژه معمولی شده. آنقدر در باب زیبایی نوشته شده و ضد و نقیض و جنگ و جدل در تاریخ فلسفه و هنر هست که نمی شود اینجا بدان پرداخت. فقط از ربط رنجِ هگل به زشتی بود که خواستم به عکس های پیترسون اشاره کنم. آیا آنچه به رنج بال و پر می دهد آن راستی نیست که از آن پرهیز می کنیم و همانا به ناچار درش فرو می رویم و بیمایه محسوب می شویم؟ آیا این همان زشتی ست؟ حالا اگر از برای همین رنج موسیقی موزارت را مثال بزنیم ناگهان همین رنج زیبا خواهد شد؟ آیا مگر در رنج انتخابی هست چه زیبا چه زشت؟ نهایتا همه ی این ها (در ارتباط با هنر) به یک چیز منجر می شود: تنفس ذهن!


Petersen_42_26A

عکس های پیترسون کریه نیستند، بلکه پوست انداخته اند. مانند دیوارهای معدن چرک اند و پابرجا و همچون  پرنده های زندانی بال بال می زنند. در یکی از مصاحبه هایش برای پروژه های Soho اشاره می کند که دیگر مانند اوایل کار عکاسی اش به فرم توجهی ندارد و معتقد است که عکس ها تنها از سه ویژگی باید برخوردار باشند: Straight- True- Simple.

___Anders_Petersen_11

در مقابل این عکس چه کسی جرات دارد بحث تکنیک را پیش بکشد و بگوید ای کاش کادر صاف بود یا فوکس روی وحشت صورت زن. همانطور که خودش اشاره کرده دیگر در پی هوس (longing) است و در جای دیگر به خودنگاری با عکاسی از دیگران اشاره می کند. و در عکس هایش عطش این خودشناسی موج می زند. برای پیترسون عکاسی، عکاسی نیست به گفته خودش نمایش Dreams- nightmares-longings- wounds- memories هست. شاید برای همین باشد که اکثر کارهایش MCU هستند و همگی سیاه و سفید. پس از 40 سال عکاسی بی وقفه می گوید می خواهد آماتور عکاسی کند، نه عکاسی هنری. 

anders_petersen_mental_hospital_45

آه که عکس های پیترسون چقدر با اصطلاحات یکتا و مملو از خلاقیت سوزان سونتگ در On Photography عجینند. آنگاه که می گوید: عکس ها Memento Mori هستند و این واژه را اینگونه شرح می دهد که عکس ها در گرایش اخلاقی، آسیب پذیری و بی قراریِ عکاس شریکند و وجود دارند تا گداخته شدن بی رحمانه او را شهادت دهند و از این رو سونتگ this very ugly thing را زیبا می شمارد. بله آقای هگل. زیبا!

99_6a00d8341c0b4b53ef00e54f215bf58834_800wi

زهرا درویشیان- ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۲

عکس ها متعلق به اندرس پیترسون می باشد و از لینک زیر برای اشاره به سخنانش استفاده شده است. 

http://vimeo.com/25657408

شادی آفرین [ ۲۷ شهريور ۱۳۹۱ ]

هوای مسموم ملموس زندگی .... شاید همین ست که در رابطه با عکسها اجازه نمی هیم صحبت از کادر و وضوح و اینها بکنیم ... چون آشناست / همینجوری با همین شکل آشناست / پس به شکل دیگری احساس کردن اش " ضروری نیست"
مرسی که برایمان می نویسی


فاطــمهانتــــظار [ ۲۵ شهريور ۱۳۹۱ ]

به تنفس ذهن معتقدم. دیگران هرچه می‌خواهند بگویند: زشت یا زیبا! چه اهمیت دارد...


صمد قربان زاده [ ۲۵ شهريور ۱۳۹۱ ]

مرسی از اینکه دانسته های ارزشمند تان را برای همه تقسیم می کنید ...همچنین انتخاب عکاسانی که در ژانر کاری خودتان هست همراه با نوشته های خوب ارزش این کار را بس بیشتر و بیشتر نشان می دهد.


محسن. ب. [ ۲۵ شهريور ۱۳۹۱ ]

سپاس که زمان صرف کرده و آشنای مان می‌کنی.


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.