PattiSmith_CuttingHair_RobertMapplethorpe

مشخصا به خاطر ندارم برای نخستین بار پتی اسمیت (Patti Smith) را می‌شناختم و در پرتره‌هایش به رابرت مپلتورپ (Robert Mapplethorpe) برخوردم یا مپلتورپ را به عنوان عکاس می‌شناختم و سپس آن راک استار را یافتم. به هر حال فرقی ندارد. ورای موزیک پتی اسمیت برای من پرتره‌هایش و فضایی که در زندگیم اشغال کرده‌اند مطرحند. پرتره چیست؟ آیا آن کاغذ تخت دو بعدی نیست که ظرافت مهلکش را می‌توان با فشار ناخنی دفرمه کرد؟ آیا پرتره‌‌ همان قبری نیست که به مرور زمان می‌فرساید و چهره‌ها به مرگ‌هایی تبدیل می‌شوند که حتی حاضر نیستیم به عزیزانمان در عکس بنگریم؟ هراسی که در پرتره هست را به چه تعبیر می‌کنیم؟ چرا عکس‌های مپلتورپ در ‌‌نهایت سادگی به سینه‌ات می‌کوبند و تو می‌بینی که به عقب کوبیده شده‌ای. و در عین حال زیبایی که در حضور وحشی پتی اسمیت شاهدی آنقدر غیر قابل انکار است که نمی‌دانی کدام را باور کنی. ویژگی اصلی عکس‌های مپلتورپ که به طور خاص در اینجا به عکس‌های پتی اسمیت اختصاص داده می‌شود مملو از هراس و زیبایی‌اند. ادموند برک (Edmond Burke) در مقاله معروف خودش A Philosophical Enquiry into the Origin of Our Ideas of the Sublime & Beautiful به قدرتی اشاره می‌کند که درصدد نابودی ماست. این قدرت نه از زیبایی ساطع می‌شود نه از هراس. که ترکیبی ست از هر دو که موجب پدید آمدن امر والا (the Sublime) می‌گردد. خشونتی که در گیسوان رام نشدنی، انگشتان تکرار نشدنی و استخوان‌های پتی اسمیت شاهدیم بی‌شک قدرت مپلتورپ را ثابت می‌کند اما این مدل در خفگی یک عکس چگونه گام را فرا‌تر می‌نهد و اتفاق سهمگینی که پرتره را پرتره می‌سازد برای ما به ارمغان می‌آورد. آیا باید نتیجه گرفت امر والا از ملزومات پرتره است، آنجا که من کتاب مپلتورپ را جلویم گذاشته‌ام و گاهی سرم را لای زانو‌هایم قایم می‌کنم که دیگر نبینم. که دیگر نمی‌توان دید. آیا مپلتورپ در عکس‌هایش به آنچه برک زیبایی می‌داند و‌‌ همان عشق است دست یافته‌اند؟ نه! نمی‌توانم این زیبایی را به نام عشق بیالایم. اما می‌توانم در فرم‌های گزنده‌اش به ترس تعبیرش کنم و آن والا‌ترین ترس که همانا برک مرگ می‌خواندش. سکوت پرتره‌های مپلتورپ از جنس سکوت نیست. از جنس فریادهای پتی اسمیت در آلبوم «اسب‌ها» ست:

پسر در راهرو ایستاده است
از فنجانِ چای می‌نوشد
از انتهای دیگر راهرو ریتمی از سر گرفته می‌شود
پسر دیگری در انتهای دیگر
او به شکلی بی‌نقص با راهرو می‌آمیزد
دیگری می‌آمیزد
آینه در راهرو است


Patti_Smith

پرتره‌های مپلتورپ از بار دوجنسیتی واضحی برخوردارند که طبیعتا به گرایش جنسی این آرتیست برمی گردد. صراحت بیانی و بصری در پرتره‌های غیرمعمول و جنجال برانگیز این اعجوبه یادآور تعریف ژیل دولوز (Gilles Deleuze) از سادیسم است. در کتاب Coldness & Cruelty وی سادیست را کسی معرفی می‌کند که از ego فراریست و در تلاشی مذبوحانه در پی یافتن مفری ست برای درهم آمیزی id و superego. لذتی که فرد سادیست در پی آنست با قوانین همخوانی ندارد و همانا آزادی مفرطی که او می‌طلبد منجر به سادیستی خواندش می‌گردد. مگر کم شنیده‌ایم از سخنانی که برای مپلتورت سالیان سال است گفته‌اند و گفته می‌شود. آیا این ترس مخاطب نیست که بلد نیست چگونه ببیندش، ابزاری‌اش کند و سرانجام‌‌ همان سکوت راهرو را برگزیند؟ راهرویی که از یک سو با عکس‌هایی روبروییم که از جنس صداقت انکارناپذیرعکس‌اند و از سوی دیگر استعداد بی‌مرز مپلتورپ و بی‌سامانی مهارنشدنی پتی اسمیت: این موجودات هولناکِ آلوده به عکس و موسیقی!

Robert_Mapplethorpe

زهرا درویشیان- ۷ سپتامبر ۲۰۱۲

* عکس‌های نمایش داده شده متعلق به رابرت مپلتورپ (۱۹۸۹- ۱۹۴۶) می‌باشند.
صفحه 14 از 14
صفحه قبلی |<< << < ... 13  [14]